تبلیغات
متنوع ترین وبلاگ انیمیشن و کارتون - داستان کارتون تنگلد
تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391 | 10:37 ب.ظ | نویسنده : سمانه

به عنوان آخرین پست امشب می خوام داستان تنگلد رو براتون تعریف کنم
پس مسواک بزنید چراغارو خاموش کنید و درحالی که داستان رو می خونید بخوابید
تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

داستان از این قراره که یه روزی تو یه گوشه از دنیا یک گل سحر آمیز به وجود می یاد

یه پیرزن به نام ننه گاتل اون گل و پیدا می کنه

اون گل می تونه همه ی بیماری ها رو درمان کنه و آدم و جوون کنه و گاتل هم با

استفاده از نیروی اون گل قرن ها جوون موند

تا این که تو اون سرزمین یک شهری ساخته شد و یک پادشاه و ملکه بر اون حکومت

کردن وقتی ملکه باردار بود بیماری سختی گرفت و همه ی مردم به دنبال اون گل سحر آمیز

رفتن تا اینکه اون و پیدا کردن و ملکه تانگلد و به دنیا آورد و نیروی اون گل به موهای تانگلد رسید

اون شب گاتل به قصر رفت و خواست تا مقداری از مو های تانگلد و برداره اما وقتی

مو ها رو قیچی کرد اون مو ها نیروشو از دست داد

به همین دلیل تانگلد و دزدید و تو یه قلعه مخفی کرد و مادر اون شد تا همیشه

جوون بمونه و البته زنده خلاصه تانگلد بزرگ می شه اون یک دوست به نام پاسکال داره

اون همه ی کارا و می کرد جارو می کرد نقاشی می کرد آشپزی می کرد ...

گاتل اجازه نمی داد که تانگلد از قلعه خارج شه و برای اون همیشه دلایلی می آورد

و می گفت دنیای بیرون خیلی خطرناکه تا این که فیلین رایدر با دوتا از دوستاش تاج تانگلد و دزدیدن البته فیلین به اونا خیانت کرد بعداز اون مکسیموس وارد داستان می شه که یک اسب سلطنتیه و به دنبال فیلین رایدراست روز تولد تانگلد پدر و مادر او و اهالی شهر برای اومدن او همیشه فانوس هایی رو هوامی کردن اون روز تانگلد از گاتل خواست که به عنوان هدیه تولدش اونو به شهر ببره تا اونارو از نزدیک ببینه اما گاتل به او می گفت که اونا ستارن و هیچ وقت نمی ذاشت اون از قلعه بیرون بره تانگلد با مایتابه اونو بیهوش می کنه و اونو زندانی می کنهو اون تاج رو پیدا می کنه

تانگلد وقتی که اون به هوش می یاد به اون می گه فقط به شرطی اون تاج رو بهت

می دم که تو منو پیش اون نور ها ببری اون موقع می فهمه که اونا فانوس بودن

 و فیلین قبول می کنه البته با زور تانگلد به خارج از قلعه می ره و خیلی خوشحال می شه

وقتی گاتل می فهمه به دنبال اون می ره البته اون تاج و پیدا می کنه تانگلد و فیلین تو راه به مهمون خونه ای می رن و در اون جا به چند تا دزد بر می خورن اونا با دزدا دوست می شن و می تونن از دست سربازا فرار کنن گاتل به اون دو دزدی که فیلین به اونا خیانت کرده بود پیشنهاد دادتا با هم به دنبالآن ها بروند و اونها قبول کردن هم سربازا و هم اون دوتا به تانگلد و فیلین رسیدن اما اونا تونست طی اتفاقی فرار کنن  

و اون موقع فیلین فهمید که موهای تانگلد جادویی ست  

و بعد تصمیم گرفت موهای تانگلد رو ببره تا تانگلد از شر این جادو خلاص بشه

و در اثر این عمل موهای تانگلد سیاه رنگ شد.....


بعد پدر و مادر اصلی تانگلد رو پیدا کردن و سراغشون رفتن و بعد از تمامی  این دردسر ها آخرش

باهم ازدواج کردند و تا ابد با خوبی و خوشی کنار هم زندگی کردند ....


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید