تبلیغات
متنوع ترین وبلاگ انیمیشن و کارتون - داستان اسباب بازی 1
تاریخ : شنبه 6 آبان 1391 | 03:19 ب.ظ | نویسنده : سمانه


http://img.p30day.com/images/09122968723348271140.jpg
سلام بچه ها
خوفین خوشین سلامتین؟
داستان اسباب بازی 1 رو شروع میکنم:

http://www.reinodosgifs.net/galeriadegifs/variados/16.gif
وودی و دوستانش از خواب بیدار میشن اون روز تولد بود وودی گفت :(( بچه ها دعا کنیم امروز کادویی بهتر از ما نیاد ))
تولد شروع شد
http://s15.rimg.info/ca5c6d9f204b77183eece3806d5d6c70.gif


http://s17.rimg.info/e9397344d744685befd4d691fb1eec18.gif

بچه ها یکی یکی کادو ها رو میاوردن و اسباب بازی ها از استرس داشتن می مردن
طولی نکشید که همه ی کادو ها باز شد و اسباب بازی ها که دزدکی داشتن نگاشون می کردن متوجه کادوی اخری نشدند

بعد از این که میهمانان رفتند اندی امد و اخرین هدیه ی خود را که از همه بیشتر دوست داشت
http://s20.rimg.info/f710f45e82023cbb3c4725602668e4c9.gif
روی تخت گزاشت و بیرون رفت اسباب بازی ها بیرون امدند وودی که متوجه شد چیزی در روی تخت وجود دارد روی تخت رفت و اسباب بازی بهتر از خود را دید که نام او باز بود انان در اوایل همدیگر را دوست نداشتند ولی بعد با همدیگر دوست شدند 

پدر و مادر اندی که هنوز به او هدیه ای نگرفته بودند هدیه ای برای او گرفتند
(پایان سری 1)






طبقه بندی: اخبار،